تبليغاتX
یاس آبی

یاس آبی

تو نیستی که ببینی...

تو نیستی که ببینی
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

چگونه جای تو در جان زندگی سبز است

هنوز پنجره باز است

تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند

تمام گنجشکان

که درنبودن تو

مرا به باد ملامت گرفته اند

ترا به نام صدا می کنند

هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج

کنار باغچه

زیر درخت ها لب حوض

درون آینه پک آب می نگرند

تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است

طنین شعر تو نگاه تو درترانه من

تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد

نسیم روح تو در باغ بی جوانه من

چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید

به روی لوح سپهر

ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام

چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر

هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر

به چشم همزدنی

میان آن همه صورت ترا شناخته ام

به خواب می ماند

تنها به خواب می ماند

چراغ اینه دیوار بی تو غمگینند

تو نیستی که ببینی

چگونه با دیوار

به مهربانی یک دوست از تو می گویم

تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار

جواب می شنوم

تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو

به روی هرچه درین خانه ست

غبار سربی اندوه بال گسترده است

تو نیستی که ببینی دل رمیده من

بجز تو یاد همه چیز را رهاکرده است

غروب های غریب

در این رواق نیاز

پرنده ساکت و غمگین

ستاره بیمار است

دو چشم خسته من

در این امید عبث

دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است

تو نیستی که ببینی

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 8:30 PM  توسط سحر  | 

خسته از زندان که نامش زندگیست ، پس قشنگی های دنیا دست کیست ؟؟؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 6:9 PM  توسط سحر  | 

به گزارش پارسینه، نوشته اي كه ذيلا از نظر خواننده گرامي مي گذرد نامه اي است كه مرحوم ميرزا محمد الويري به مرحوم احمدخان امير حسيني سيف الممالك فرمانده فوج قاهر خلج رقمي داشته كه شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بي نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهكارهاي ادب زبان پارسي به شمار مي آيد. انگيزه نامه و موضوع آن قلت در آمد و كثرت عائله و تنگي معيشت بوده است. اين نامه در زمان ناصرالدين شاه بوده.





بسمه تعالي

سر سلسله امرا را كردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در كلك و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملك الملوك كلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در كل ممالك محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در كلك عماد دومم درعالم، درعلم وحكم مسلم كل امم سرسلسله اهل كمالم اما كوطالع كامكار و كو مرد كرم؟

دلمرده آلام دهرم. كوه كوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علي الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس كه مداح که گردم و كرا واسطه كار آرم كه مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد. مكرر داد كمال دادم و در هر مورد مدح معركه ها كردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مكالمه و كررا سامعه و كور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محك ادراك آورده احساس مس كردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام كالحمار محمود و مسرور ... لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال كه كارهاي همه عكس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد كل معركه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد. عالم و عام لام و كرام، صالح و طالح، صادر و وارد، كودك و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر كس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و كاك، سركه و ساك، كره و عسل، سمك و حمل، گرمك و كاهو، دلمه و كوكو، امرود و آلو، الي كلم كدو، همه در راه، مكر دعاگو كه در كل محرومم و در حكم كاالمعدوم. اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر كرم سر كار اعلي كه سرالولد و سرالوالد در او طلوع كرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و كامها روا گردد.

له طول عمر كطول المطر سواء له الدرهم، و كه المدر دهد مرد را كام دل كردگار همه عمر آسوده و كامكار دل آرا همه كار و كردار او ملك در سما مادح كار او طول الله عمره و دمره حاسده، هلك اعدانه، اعطه ماله، اصلح احواله و اسعد اولاده مدام السماء

 

 

 

منبع:سایت پاتوق

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 3:10 PM  توسط سحر  | 

عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي كن و از جدايي جدا باش

                                                                                        زرتشت

 

زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش و نگاری که خودت مى خواهى.

نقشه از قبل مشخص شده است. تو در این بین فقط مى بافى ، نقشه را خوب ببین

نکند آخر کار،قالى زندگیت را نخرند . . .

در راه رسیدن به اوج با مردم مهربان باش چرا که هنگام سقوط با همان مردم روبرو خواهی شد

لبخند بزن به دنيا بدون انتظار پاسخي از دنيا و بدون که روزي آنقدر شرمنده مي شود که به جاي پاسخ لبخند با تمام سازهايت مي رقصد

 

چه طوره؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 1:19 AM  توسط سحر  | 

هنوز هم نمی‌دانم هر سال که می‌گذرد يک سال به عمرم اضافه می شود يا يک سال از عمرم کم می شود!

 

 

گاندی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 1:19 PM  توسط سحر  | 

الفبای زندگی ...

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش کارها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شکست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداکاری برای قلب های دردمند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امیدها

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 6:30 PM  توسط سحر  | 

عیدتون مبارک

سلام ببخشید نتم خراب بود وقت نشد بیام بگم

 

عید گذشتتون مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 3:54 PM  توسط سحر  | 

قولم

سلام اومدم شعری رو که قولشو داده بودم بنویسم

تو ادامه مطلبه اگه دوست داشتین بخونین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 2:25 PM  توسط سحر  | 

کریسمس مبارک

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 1:57 PM  توسط سحر  | 

تبریک

سلام من با دو تا تبریک اومدم

۱.عید فطر

۲.صاحب این وبلاگ که جلوی شما بازه دوشنبه ۹/۹ یه سال بزرگتر شد

دومی یه کم عجیبه آخه هیچوخت کسی که تولدشه به بقیه تبریک نمی گه اما من چرا!چون شما اینجوری میتونین امیدوار باشید که من بزرگونه تر برخورد میکنمتولدم مبارک

اگه فضولیتون خیلی گل کره و میخواین ببینین من چند ساله شدم ادامه مطلبو بخونین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 9:30 PM  توسط سحر  |